:آقای فاطمی نیا حرف می زد یه شب
در مورد آیه ی "و قدخاب من دسها"
حرف می زد
میگفت "زیان کرد آنکه خودش را دفن کرد"
"دسها"را می گفت یعنی آدم خودش رو زیر یه چیزایی خاک کنه
بعد مثال میزد از خودش
میگفت یه مدتی اسیر نسخه های خطی کتابا شده بودم
شب تا صبح خوابم نمی برد از شنیدن اینکه فلان جا فلان نسخه خطی گیر میاد
داشتم دفن میشدم زیر علاقه ای به این مسخرگی ولی شدید
بعد میگفت حکایت کفتر بازا هم همینه
یکی پرنده نگه داره که بد نیست
خوب هم هست
ولی یکی که اسیراین پرنده هاش بشه
زندگیش بشن اونا
دفن کنه خودشه زیرشون
این بده
زیان میکنه آدم
منم با اینترنت اینجوری ام
انگار مأموریتم شده این
: بی علاقه گی هم همینه.. آواره به نظرم.. دفن میشی و نفست هم بالا نمیاد حتی
: زیر بی علاقگی؟
: شاید دفن شدن زیربی علاقه گی بدتر باشه از دفن شدن در یک علاقه ای...
هوم؟
سخت شد
هر دوش خوب نیست
هرچیزی غلیظش خوب نیست
: مهم اینه که ذهن آدم گیر نکنه یه جا
بدونه کجا داره میره
: آره
: ولی حالا کاری ندارم اما کلش اینه که آدم حواسش جمع باشه انگار
زیاد وقت نذاره.. کم وقت نذاره.. گیر نکنه.. رد نشه سرسری..
و بدونه اصن کجا میره
وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای
وقتی که نیستی نگرانی که نیستی !
: قشنگ بود این
الان حدیثی دیدم از امام علی یاد این حرفها افتادم. حدیث این است:
قال امیرالمومنین(ع):
أفضل العبادة غلبة العادة
برترین عبادت، غلبه کردن بر عادت است.
+
... ; ۱٠:٢۱ ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/٢٩
در باب دوستی و دوست داشتن می نویسیید
:آخیش
سرسام میشه آدم
یه فیلمی داریم از صبح با همون خانومه که میدونی وصف حالشو
سر درد میگیره آدم با اینا
: چه سخته
: یه روز بالا میارم روش
: با یکی که دوستش نداری اصلا تو یه وجب جا باشی
: بحث دوست نداشتن نیست
من معمولا دوست ندارم کسیو
بحث اینه که
تو چشات نگاه میکنه دروغ میگه
بعد باید باهاش همراهی کنی
نکنی هم شر میشه
: یعنی این "من معمولا دوست ندارم کسیو"ت منو کشته
: این یه نقطه ضعفه خب
چیز خوبی نیست
ولی بالاخره واقعیتیه
: تلقین نیست آیا؟
بخشیش حداقل
: شایدم باشه
آدم از کجا میدونه
: هی به خودت یادآوری می کنی که من کسیو دوست ندارم
انگار می ترسی یادت بره
: به خودم یادآوری کنم دوست دارم؟
نمدونم والا شاید
: نه/ولی این که هی تکرارش می کنی یه جوریه
: تکرارم کردم؟؟
: برا خودت زیاد تکرار می کنی
منم چندبار شنیدم ازت
: هوم...
: ضمن این که بهت دوست داشتن بیشتر از نداشتن میاد
: باشه
: نه دوست داشتن همه ی آدما
: حواسمو جمع میکنم
: ولی کلا یه طوری هستی که آدم باور نمی کنه دوست نداشتن همه رو ازت
ببخشید البته
: شایدم یه جور شخصیت نمایشی باشه
هوم؟
: ای بابا
شخصیت نمایشی دیگه چیه
نه خیرم
ولی هی به خودت تلقین نکن که نمی تونی هیچ کس رو دوست داشته باشی
یا دوست نداری
چون روحت زلال تر ازین حرفاست
: هوم.. باشه
: ببخش باز که اینجوری می گم
هروقت حوصله ادامه نداری /همه اش می گی:خب/باشه/اوهوم!
:P
: خب حرفش توضیح نداره آخه
گوش کردنیه
: من خودم خیلیا رو دیدم که دوست دارن تو رو
خب اینا نمی تونه یه طرفه باشه
: خیلیا رو دیدی!
: آره
خودم/محبوبه/دوستای گودری ت
: دوستای گودریم کجا بود!!!
: حالا دور و بر خودم
که می بینم
هستن دیگه
براشون عزیزی
تازه حالا اینا که من حس کردم
: :)
: خب یه حس متقابلی ازت دیدن اونا هم
(چرت و پرت میگم ایا؟)
: نه زیاد
: :D
: خوبه البته حرفات
ینی اون بخش تلقین نکردنه درسته
نباید آدم جلوشو بگیره
: حالا فکر می کنی بقیه مردم چطوری همو دوست دارن مثلا
همینه دیگه
حالا یه ذره غلیظ و رقیق داره
: والا بقیه مردمو نمیدونم راستش
ولی دوستی با دوست داشتن کمی فرق داره
به نظرم
: تو هر دوستی ای مایه ای از دوست داشتن هست
: آره خب
: اگه نباشه نمی مونن کنار هم آدما
: خب با چیزای دیگه هم قرو قاطییه دیگه
: چی مثلاً؟
: توی بعضی روابط نیاز هست / موقعیت هست / سودی هست خلاصه
بعضی روابط بسته به شرایطه
بعضی هاش خودخواهیه بیشتر
: من هیچ وقت نتونستم این حرف تو و بعضیای دیگه رو قبول کنم
: ینی حسی که اون آدم بهت میده تا خودتو دوست داشتنی یا مهم یا مفید ببینی
: آها!اینو زیاد نمی تونم قبول کنم
چون باز همین هم دوطرفه ست
: بعضی روابط فقط سرگرمیه
: برا من هیچ رابطه ای سرگرمی نیست
: محض خالی نبودن عریضه
: شاید فرقش این باشه
من نگاهم به رابطه ها این جوری نیست
سرگرمی و ...
چون آدم که کم نیست
اگه قراره سرگرمی باشه
آدم می تونه خیلیا رو انتخاب کنه
ولی ما سخت می گیریم تا حدودی
تو که دیگه سخت تر
با هرکسی دوستی نمی کنیم
همین گزینشی عمل کردنه
توش دوست داشتن و قبول داشتن هست خب
همین دوست داشتنه که تو به ش میگی "حسی که اون آدم بهت میده تا خودتو دوست داشتنی یا مهم یا مفید ببینی"
و اگه دوطرفه و متقابل باشه
که معمولا هست
هر دو طرف نسبت به هم این حس رو دارن
وقتی با هم هستند حس مفید بودن می کنن
و از خودشون رضایت نسبی و آرامش پیدا می کنن
خب این خودخواهی نیست
: خب این مثه دوست داشتن دریا و بستنی و سرسره میمونه
زیاد شبیه اون دوست داشتنی نیست که من میگم
فکر کنم برداشتمون از دوست داشتن با هم فرق میکنه الان
: احتمالا
من منظورم همین بود که گفتم
: خب من میگم وقتی بود و نبود یه آدم برا آدم فرق کنه
: تو درجات شدیدتر و جدی ترش مد نظرته؟
: اون میشه دوست داشتن
: ای واای
: وقتی نبود اون آدم مهم باشه
: :)
: وقتی دلت براش تنگ بشه
این میشه دوست داشتن
اما وقتی رابطه ی خوب داری باکسی
باش حرف میزنی/ حرف میزنه / کمک هم میکنین ولی وقتی نیست هم مهم نیست
این نمیشه دوست داشتن به نظرم
: برا من معنی این دوتا خیلی به هم نزدیکن
یعنی به درجات شدیدتر دوستی میگم دوست داشتن
که توش دلتنگی هم هست
چه پیچیده شد!
:(
: حالا بیخیال
هستیم فعلا دور هم
هر کی ام مرد مرد!
: ولی خیلی بی معرفتیه
قبول نیست
: چی بی معرفتیه؟
الان گیر دادیا
: هستیم فعلا دور هم
هر کی ام مرد مرد!
: خب الان بعضی رابطه ها همین جوره دیگه
همش نه
ولی هست بعضی هاش
: می خام نباشه صدسال همچین رابطه ای!
: شوما خودتو ناراحت نکن حالا عزیز دل :-|
زیاد جدی نگیر حرفای منو
: این مدل تهرانی هاست
: من یه کم عقده ای میباشم تو این مورد خاص
: به نام خودتون ثبتش کنید
: عمومیت هم نده بچه
: نه جدی میگم
خیلی رسم شده توی تهرانیا این مدل
نمونه ش همین همکلاسی خودم
: یار کشیه مگه؟!
تهرانی شهرستانیش کردی!
: آخه واقعا تو شهرستانی ها ندیدم
ازین حرفا نمی زنن
: تو تهرانیا زیاد دیدی؟
: حتا اگه خالی می بندن هم
از یه چیزای دیگه ای دم می زنن
ولی تو تهران چرا
به جز تو از چندنفر دیگه هم شنیدم یا دیدم رابطه های این مدلی شون رو
نه این که تقصیر شما باشه
: الان میدونی قاطی کردی الکی؟
: :D
قاطی نکردم که
ولی یادم اومد تازه که چه حرفات آشناست
آشنا
: پس لابد مدل تهرانیه
: باور کن هست
: اگه هست که لابد هست دیگه
: دهاتی بازی درآوردما!
:P
: الان کلا مدل خود زنیه دیگه؟
هم مارو چنگول میندازی هم خودتو؟
:*
:-/
+
... ; ۸:٠٤ ب.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٦